السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
243
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
ميان مىآمد ، آن را شديدا انكار مىكرديم ، در حالى كه اكنون آنها در پيش روى ماست و آنها را به كار مىگيريم ، براى مثال دربارهى « تلويزيون » اين نكته قابل توجه است كه در روايات باب « ملاحم » ( فتنهها و حادثهها ) آمده است : « در آخر الزمان فردى كه در مشرق به سر مىبرد ، شخص مستقر در مغرب را مىبيند و كلام وى را مىشنود » . چه بسا برخى چنين امرى را به نوعى نامعقول تلقى مىكردند ، با آنكه امروزه ما به رأى العين آن را مىبينيم و بدان شهادت مىدهيم . بر اين اساس ، معتقديم : انكار و عدم پذيرش يك پديده به صرف عدم وجود نمونه و نظير محسوس براى آن ، به لحاظ منطقى و علمى كاملا نادرست است و امروزه شواهد گويايى براى تأييد اين سخن در دست است . مانند روايات موجود در ميراث فرهنگى ما كه از قرنها پيش ، تحقق يافتن اختراعات علمى جديد را خبر دادهاند ، همچنين احاديثى كه از معجزهى ظهور امام مهدى عليه السّلام ياد كردهاند ، به شكلى كه جزئيات عنوان شده در آنها ، با دستآوردهاى تمدّن معاصر كاملا انطباق دارد . مثلا از امام صادق عليه السّلام چنين نقل شده است : هنگامى كه قائم ما ظهور كند ، خداوند سبحان شعاع ديد و شنوايى شيعيان ما را توسعه مىدهد ، به گونهاى كه ميان ايشان و قائم ، به مقدار يك « بريد » هم فاصله نمىماند ، كلام او را مىشنوند و وى را در همان مكان خودش مشاهده مىكنند . « 1 » 4 پرسش سوّم : چرا بايد به اين غيبت طولانى معتقد باشيم ؟ منكران « مهدويت » مىگويند : چرا بايد بر خارق العاده شمردن عمر امام مهدى عليه السّلام تا اين حد اصرار بورزيم كه به ناچار قوانين طبيعى را تعطيل كنيم و آن را يك معجزه معّرفى نماييم ؟ و چرا اين فرض را نمىپذيريم كه ممكن است رهبرى بشريّت در عصر موعود به عهدهى شخصى گذارده شود كه در همان زمان متولد گردد و در شرايط و اوضاع ويژهى همان عصر زندگى كند تا هنگامى كه براى به انجام رساندن مأموريت اصلاحى و رسالت الهى خود ، قيام كند ؟ به نظر مىرسد پس از آگاهى يافتن از مطالب پيشگفته ، پاسخ اين سؤال براى مخاطب ما روشن است . 5 خداوند سبحان اشخاص بسيارى را در اين دنيا و نيز عوالم ديگر ، براى مدت
--> ( 1 ) . الكافى / ج 8 / ص 201 / ح 329 .